محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5035

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در افكنند و پانزده تازيانه بزنند و گفت : « شلوار كتان مپوش كه اسراف است . » حسن بن ابراهيم گويد : وقتى ابو جعفر منصور ، محمد بن عبد الله را در مدينه و برادرش ابراهيم را در باخمرى بكشت و ابراهيم بن حسن در مصر قيام كرد و وى را سوى منصور آوردند ، نامه اى به فرزندان على بن ابى طالب نوشت كه در مدينه بودند و ضمن آن از ابراهيم بن حسن و قيام وى در مصر ياد كرد و اينكه اين كار را بى راى آنها نكرده است و آنها در طلب قدرت مىكوشند و قطع خويشاوندى و عصيان مىكنند و اينكه وقتى بر سر قدرت با بنى اميه منازعه كردند از دشمنى ناتوان ماندند و از گرفتن انتقام خويش عاجز بودند تا وقتى كه پسران عباس به خاطرشان غضب آوردند و به بنى اميه تاختند و انتقامشان را گرفتند و خونهايشان را تلافى كردند و قدرت را از چنگ بنى اميه گرفتند . گويد : منصور در نامهء خويش شعر سبع بن ربيعهء يربوعى را به تمثيل آورد به اين مضمون : « اگر هنگامى كه زبون شده بوديد « از شما دفاع نكرده بودم « و به كمك خداى از شما حمايت نكرده بودم « چيزها از شما تباه شده بود « كه هيچكس حفاظت آن نمىكرد « و هر چه را خدا محفوظ ندارد تباه شود . « به ما بگوييد : كى كسان را از شما بگردانيد « و كيست كه انگشتها سوى او كج مىشود « دانيد كه پيوسته به روزگاران « با شما تفضلها داشته‌ايم و « شما را سودها داده ايم